هرگز نقش تو از لوح دل و جان نرود
هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود
آنچنان مهر تو در دل وجان جای گرفت
که اگر جان برود از دل و از جان نرود

مرا که با تو شادم پریشان مکن
بیا و سیل اشکم به دامان مکن
بیا به زخم عاشقان مرحم دل مرا به یک دم زغم رها کن
من ای خدا به پای این پیمان اگر ندادم جان مرا فنا کن
+ نوشته شده در ساعت توسط بانو
|
🌸 درباره این وبلاگ: صدای دیوارهای مهربانی