http://i29.tinypic.com/t7zces.jpg


کودکي که آماده تولد بود نزد خدا رفت و گفت : "مي گويند فردا شما مرا از بهشت به زمين مي فرستيد اما من به اين کوچکي و بدون هيچ کمکي چگونه مي توانم براي زندگي به آنجا بروم ؟" خداوند پاسخ داد :" از ميان تعداد بسياري از فرشتگان ، من يکي را براي تو در نظر گرفته ام .او از تو نگهداري خواهد کرد ." اما کودک هنوز مطمئن نبود که مي خواهد برود يا نه : "اما اين جا در بهشت من ، من هيچ کاري جز خنديدن و آواز خواندن ندارم و اين ها براي شادي من کافي هستند ." خداوند لبخند زد : "فرشته تو برايت آواز خواهد خواند هر روز به تو لبخند خواهد زد . تو عشق او را احساس خواهي کرد و شاد خواهي بود ."کودک ادامه داد : "من چطور مي توانم بفهمم مردم چه مي گويند وقتي زبان آنها را نمي دانم !؟" خداوند او را نوازش کرد و گفت : "فرشته تو زيباترين وشيرين ترين واژه هايي را که ممکن است بشنوي درگوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوري به تو ياد خواهد داد که چگونه صحبت کني ." کودک با ناراحتي گفت : "وقتي مي خواهم با شما صحبت کنم چه کنم ؟" اما خدا براي اين سوال هم پاسخي داشت : "فرشته ات دستهايت را در کنار هم قرار خواهد داد و به تو ياد خواهد داد که چگونه دعا کني . " کودک سرش را برگرداند و پرسيد :" شنيده ام که در زمين انسان هاي بدي هم زندگي مي کنند ، چه کسي از من محافظت خواهد کرد ؟" - "فرشته ات از تو محافظت مي کند . حتي اگر به قيمت جانش تمام شود." کودک با نگراني ادامه داد : "اما من هميشه به اين دليل که ديگر نمي توانم شما را ببينم ناراحت خواهم بود ." خداوند لبخند زد و گفت :" فرشته ات هميشه درباره من با تو سخن خواهد گفت و به تو راه بازگشت به سوي من را خواهد آموخت. گرچه من هميشه در کنار تو خواهم بود . " در آن هنگام بهشت آرام بود اما صدايي از زمين شنيده مي شد . کودک مي دانست که بايد به زودي سفرش را آغاز کند . او به آرامي يک سوال ديگر از خدا پرسيد : "خدايا اگر من بايد همين حالا بروم لطفا نام فرشته ام را به من بگو !" خداوند شانه او را نوازش کرد و پاسخ داد :نام فرشته ات اهميتي ندارد . به راحتي مي تواني او را مادر صدا کني...

 

 

 

مادر كاملترين گام در حيات بشري است

اشكهاي مادر باران صلح اي بر زندگي است

مادر جايزه نفيس اي است كه به خوشبخت ترين بشر هديه گريده است

مادر جويباري است به زلالي كوثر

مادر گرانبهاترين دري است كه در صدف عصمت پرورده شده است

مادر قطره اشكي است كه بر روي محبت مي ريزد

مادر معلم صلح و عاطفه است

مادر اسوه استقامت و ايثار است

مادر شريك دردها و رنجهاي بي پايان بشري است

مادر آيتي روشن از رسالت و نشانه اي گويا از زندگي است

مادر گرمايي است بر سوز سرما

مادر الگوي حق باوران و پارسايان وزاهدان است

مادر مرهمي است بر درد و آلام و زخمها

مادر بهترين تابلوي آفريدگار است

روز مادر .روزی که مثل همه مناسبتهای تقویمی به کلیشه ای رومانتیک وشعاری بدل شده تا اسطوره مادر و تقدس زن را پاس بدارند .. زن چه به عنوان یک انسان و چه در مقام مادرو همسر بودن قابل احترام است نه به دلیل حس مادرانه . عشق مادر به فرزند یک حس غریزی و فطری است که در نهاد انسان به ودیعه گذاشته شده است و مادر نمی تواند بچه هایش را دوست نداشته باشد ، و هر گونه آفرینش انسانی برای آدمی عزیز و دوست داشتنی است چه برسد به فرزند که از جوهره و هستی او برآمده است اما متاسفانه وجود دارند زنانی که فرزند خود را خیلی راحت فراموش میکنند و در واقع فقط به دنیا آوردن یه بچه را انجام میدهند و انصاف نیست به هر زنی که بچه ای را به دنیا آورد مادر اطلاق شود .. . چه بسا مادرانی که توانایی و قدرت زنانگی خود را به واسطه تولید فرزندانش به رخ دیگران می کشند و حس مادرانه آنها بیش از آنکه ناشی از عشق به فرزند باشد حاصل خود خواهی و خودنمایی آنهاست.. عشق، زمانی فاخر و باشکوه است که برساخته طبیعت آدمی نباشد بلکه محصول تربیت وی باشد. ، . . .مگر نه اینکه هستند زنانی که همسر بودن را قربانی مادر شدن می کنند. متاسفانه بار مفاهیم ارزشی دور مفهومی مثل مادر چنان مقدس و اسطوره ای است که شاید طرح چنین نگرشی در عالم نظر هم بی حرمتی به مادر تلقی شود .با این حال من معتقدم عشق مادرانه یک میل غریزی و فطری در وجود زن است که گرچه ارزشمند و قابل احترام است اما دلیلی بر فضیلت و کمال زن و نماد عشق نیست.چه بسیار زنانی را دیده ایم که فرزندی به دنیا نیاورده اند اما کودکی را از محبت سیراب کرده و با عشق و عاطفه زنانگی خود او را به کمال رسانده اند. در واقع مادر تنها به کسی گفته نمی شود که از بطن خود کودکی به دنیا بیاورد مهم این است که با تمام وجود و با تمام محبتی که در قلب یک زن وجود دارد یک کودک را پرورش داد. زنان تنها با زایمان کردن مادر نمی شوند بلکه با محبت و قلبشان مادر میشوند